نقشه راه همگرایی زمستان؛ راهبرد پیوند اعتصابات انرژی با ریزش فعال در نیروهای مسلح
تحلیل

نقشه راه همگرایی زمستان؛ راهبرد پیوند اعتصابات انرژی با ریزش فعال در نیروهای مسلح

سینا ترابی 4 دقیقه مطالعه

یادداشت راهبردی خطاب به فعالان رسانه‌ای، تشکل‌های مدنی و اینفلوئنسرهای اپوزیسیون

انتشارات سازمان نسل زد

تحلیل دگرگونی‌های ساختاری نشان می‌دهد که نظام وارد آسیب‌پذیرترین برهه تاریخی خود شده است. تحریم‌های تازه و فشارهای خارجی، توان مالی حکومت را مسدود کرده و هم‌زمان با ورود به فصل سرما، ناترازی گاز کشور را با بزرگ‌ترین چالش روبه‌رو می‌کند. با قطع گاز صنایع سنگین و پتروشیمی‌ها، درآمدهای صادراتی دولت به صفر نزدیک شده، کارخانه‌ها تعطیل می‌شوند و قطعی گسترده برق در زمستان، هزاران کارگر را به خیابان‌ها می‌کشاند. در پایان سال مالی، چاپ اسکناس بی‌پشتوانه برای جبران کسری بودجه، تورم بالای ۶۰ تا ۸۰ درصد ایجاد کرده و قدرت خرید بدنه حقوق‌بگیر—به‌ویژه درجه‌داران و پرسنل رده‌پایین نظامی و انتظامی—را کاملاً از بین می‌برد.

این شرایط عینی، همراه با حافظه تاریخی خیزش و کشتار دی‌ماه، بالاترین پتانسیل سرنگونی را فراهم کرده است. اما تبدیل این بحران به فروپاشی نهایی، نیازمند یک استراتژی هماهنگ میان فعالان رسانه‌ای و سازمان‌های میدانی است.

دو بازوی بنیادین برای ضربه نهایی
۱. اعتصاب سراسری در بخش انرژی و ترابری (خشکاندن سوخت سرکوب)

ماشین سرکوب برای اعزام یگان‌ها، خودروهای ضدشورش و گشت‌های شبانه، به بنزین، گازوئیل و مسیرهای باز وابسته است. اگر رانندگان کامیون و کارگران پالایشگاه‌ها و توزیع سوخت دست از کار بکشند، تحرک میدانی حکومت در کمتر از چند روز متوقف می‌شود. فلج شدن سوخت‌رسانی، حکومت را در خیابان‌ها خلع‌سلاح می‌کند.

۲. هدایت ریزش در بدنه نیروهای مسلح (از نافرمانی به حفاظت)

ریزش منفعل (کم‌هزینه و فراگیر): تشویق به تمارض، غیبت صوری، خرابکاری پنهان در خودروها و بی‌سیم‌ها، تأخیر عمدی در رسیدن به ماموریت و شلیک به هوا و دیوار.

ریزش فعال (نقطه بازگشت‌ناپذیر): بر زمین گذاشتن سلاح، تمرد علنی، ایستادن در کنار مردم و دفاع فیزیکی از شهروندان در برابر نیروهای تندرو و مزدوران سرکوب.

راهکارهای عملیاتی برای سازمان‌ها و اینفلوئنسرهای اپوزیسیون
اینفلوئنسرها و نهادهای همراه باید از نقش «گزارش‌گر صرف حوادث» خارج شوند و نقش «اتاق هماهنگی ادراکی و پشتیبانی لجستیک» را بر عهده بگیرند:

۱. تغییر فاز گفتمان رسانه‌ای از بازنشر خشم به آموزش تاکتیک‌های میدانی

توقف بازنشر ویدیوهای تکراری و ناامیدکننده؛ به‌جای آن، تولید ویدیوهای آموزشی کوتاه پیرامون راه‌های از کار انداختن لاستیک خودروهای ضدشورش، ایجاد راه‌بندان در مسیر یگان‌های موتوری و ارتباط امن بدون اینترنت.

تمرکز روزانه روی پیام‌های وحدت‌بخش و امیدآفرین درباره نزدیک بودن پایان کار سیستم، تا جامعه احساس کند فداکاری‌اش در خیابان بی‌نتیجه نخواهد ماند.

۲. راه‌اندازی و تبلیغ صندوق‌های خرد و غیرمتمرکز اعتصاب (Strike Funds)

بزرگ‌ترین مانع کارگران برای اعتصاب، دغدغه نان شب است. سازمان‌ها باید شبکه‌های امن مبتنی بر رمزارزها (استیبل‌کوین‌ها) و ارتباطات محلی بسازند تا هزینه‌های روزمره خانواده‌های کارگران اعتصابی نفت، گاز و رانندگان ترابری تأمین شود.

هر اینفلوئنسر باید بخشی از تریبون خود را به معرفی روش‌های رساندن کمک‌های مالی خرد به تشکل‌های مستقل صنفی اختصاص دهد.

۳. ارسال پیام‌های اطمینان‌بخش و تضمین آینده به بدنه نیروهای مسلح

برجسته‌سازی بیانیه‌های عفو عمومی: پخش گسترده پیام‌های رهبران اپوزیسیون مبنی بر اینکه کادرهای ارتش و فراجا در صورت پیوستن به مردم و خودداری از خشونت، از مجازات مصون خواهند بود و جایگاه شغلی و حقوقی‌شان در ارتش ملی آینده حفظ می‌شود.

جنگ روانی مستند: افشای نام و تصاویر آقازاده‌ها و سران رژیم که در حال فرار دادن دارایی‌ها به خارج هستند، همراه با این پیام صریح به نظامیان: «سران نظام در حال بستن چمدان‌هایشان هستند؛ شما هزینه زندگی چه کسانی را با خون مردم پرداخت می‌کنید؟»

۴. آموزش جامعه برای تشکیل شبکه‌های محلی پناه دادن به سربازان

آموزش شهروندان در محله‌ها برای ایجاد مکان‌های امن؛ تا پرسنل و سربازانی که از پادگان‌ها فرار می‌کنند یا دستور شلیک را رد می‌کنند، بدون ترس از بازداشت به این خانه‌های امن منتقل شده و لباس شخصی دریافت کنند.

۵. همگام‌سازی زمان‌بندی فراخوان‌ها با بحران گاز در دی‌ماه

پرهیز از سوزاندن توان اعتراضی جامعه در تاریخ‌های پراکنده و متفرقه؛ تمام سازمان‌ها و چهره‌ها باید بیشترین توان تبلیغاتی و رسانه‌ای خود را روی نقطه همگرایی آذر و دی‌ماه متمرکز کنند، جایی که بحران انرژی و ورشکستگی پولی دولت به اوج خود می‌رسد و آسیب‌پذیری حکومت حداکثری است.

فرصت پیش‌رو در زمستان، حاصل تلاقی بی‌سابقه بحران‌های عینی، فرسایش درونی قدرت و انزوای بین‌المللی است. اگر سازمان‌ها و رسانه‌های مخالف بتوانند توان جامعه را به سوی اعتصابات استراتژیک هدایت کرده و بدنه نیروهای مسلح را از امنیت فردای تغییر مطمئن سازند، ماشین سرکوب از حرکت بازخواهد ایستاد و گذار به سرانجام قطعی خواهد رسید.